X
تبلیغات
پیام غلامی


اگر واقعيات با نظريات هماهنگي ندارند، واقعيت‌ها را تغيير بده

دوچيز بي‌پايان هستند: اول كيهان، دوم ناداني بشر، در مورد اول زياد مطمئن نيستم.

 تا زماني كه حتي يك كودك ناخرسند روي زمين وجود دارد، هيچ كشف و پيشرفت جدي براي بشر وجود نخواهد داشت.

تخيل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخيل دنيا را دربر مي‌گيرد.

 سعي نكن انسان موفقي باشي، بلكه سعي كن انسان ارزشمندي باشي.

 سخت‌ترين كار در دنيا درك فلسفهٔ ماليات بر درآمد است.

سه قدرت بر جهان حكومت مي‌كند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.

 علم زيباست وقتي هزينهٔ گذران زندگي از آن تامين نشود.

 هيچ كاري براي انسان سخت‌تر از فكركردن نيست.

 دين بدون علم كور است و علم بدون دين لنگ است.

 در دنيا خط مستقيم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحني و دايره وار است و اگر اين خط كوچكي كه در نظرما مستقيم جلوه ميكند در فضا امتداد يابد خواهيم ديد كه منحني است.

 به آينده نمي‌انديشم چون به زودي فرا خواهد رسيد.

 همزمان با گسترش دايرهٔ دانش ما، تاريكي‌اي كه اين دايره را احاطه مي‌كند نيز گسترده مي‌شود.

  من نميدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌اي در جنگ جهاني سوم با يكديگر خواهند جنگيد، اما در جنگ جهاني چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت 10:32  توسط پیام غلامی  | 

یه روز زن و شوهر جوانی برای تفریح به جنگل رفتند. اونا بعد از چند دقیقه پیاده روی در جنگل ناگهان درجا میخکوب شدند. یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به اونا خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگه راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، یواش یواش به طرف اونا حرکت کرد. همون لحظه، مرد فریاد زنان فرار کرد و همسرش رو تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. آخرین حرف مرد این بود «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. دوست دارم از پسرمون خوب مواظبت کن و بهش بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 11:41  توسط پیام غلامی  | 

توی یه شهر کودکی گرسنه در خونه های مردم را می زد و طلب غذا می کرد. در خونه اول را که زد آقایی با بداخلاقی و توهین با کودک برخورد کرد. کودک بسیار سرخورده و ناراحت شد ولی چاره ای جز این کار نداشت و مجبور بود برای سیر کردن خودش از مردم کمک بگیرد. در خانه بعد که رفت خانمی در را باز کرد و وقتی کودک را دید کمی غذا به همراه یک لیوان شیر به او داد. سال های سال گذشت. این خانم به مریضی ناعلاجی مبتلا شد و برای درمان به مقدار کافی پول نداشت. از طرفی اگر درمان نمی کرد حتماً می مرد. به بیمارستان مراجعه کرد و پس از چند روز بستری کم کم بهبود پیدا کرد ولی او به مقدار کافی برای ترخیص از بیمارستان پول نداشت. وقتی برای تسویه حساب مراجعه کرد از حسابداری بیمارستان از او هیچ پولی نگرفتند و در عوض بهش یک پاکت نامه از طرف پزشک معالجش دادند. در آن پاکت نوشته شده بود

 "هزینه بیمارستان قبلاً با یک لیوان شیر حساب شده است!"

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 11:40  توسط پیام غلامی  | 

شهرستان محلات در جنوب شرقي استان مركزي قرار گرفته و از شمال و شمال شرق به شهرستان دليجان، از شمال غرب به شهرستان اراك، از جنوب غرب به شهرستان خمين و از جنوب به استان اصفهان مرتبط مي باشد

طبق آخرین سرشماری در سال ۸۵ در شهرستان محلات ۴۹۲۴۶ نفر سکونت داشته اند که نزدیک به ۹۰ درصد از جمعیت این شهرستان شهرنشین می باشند. از مهمترین جاذبه های گردشگری محلات می توان ازپارک سرچشمه در قسمت شمالی شهر محلات، ستون های سنگی خورهه در روستای خورهه و منطقه توریستی آبگرم محلات نام برد که همه ساله پذیرای گردشگران از اقصی نقاط ایران اسلامی می باشند.

سرچشمه محلات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 9:14  توسط پیام غلامی  | 

سال نو مبارک

با شروع هر سال قصه ای جدید در زندگی آغاز می شود. قصه ات بی غصه باد

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 8:36  توسط پیام غلامی  |